عزت الله مولايى نيا همدانى
394
نسخ در قرآن ( فارسى )
يك نفر از اهل عربيّت نگفته است كه « اذا » در شرط ممتنع و به معناى « لو » شرطيه به كار مىرود . و ديگر اينكه اگر خداوند تعالى به اين دليل نسخى انجام نداده اما جزاى شرط قطعا ( نسبت دروغ و افترا به ساحت اقدس رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - واقع شده و لازمهء اين حرف آن است كه جزاء از شرط تخلف نمايد ، اين حرف در منظر خردمندان ، يك مصيبت بزرگ علمى است . توجيه مفهوم آيه از سوى برخى از عالمان شيعه اما سخن برخى از پژوهشگران معاصر شيعى كه مىگويند : إِذا بَدَّلْنا آيَةً . . . يعنى چون بعضى احكام قرآنى را به جاى برخى از احكام تورات يا انجيل قرار دهيم . . . مىگويند : تو به خدا افترا مىبندى . . . » و سپس مؤيداتى از مجموعه آيات ششگانه مىآورد و نتيجه مىگيرد كه : مراد از كلمهء « آيه » ، اول ، برخى از احكام قرآنى و مراد از « آيهء » دوم ، برخى از احكام « تورات و انجيل » است نه آيهء معهود قرآنى « 1 » يك حرف بىدليل بوده - نعوذ باللّه - همان تفسير به رأى است ؛ چون به چه دليل مراد از « آيهء اول » برخى از احكام قرآنى و منظور از « آيهء دوم » برخى از احكام تورات است ؟ و پاسخ اين حرف را پيشتر داديم و ديگر تكرار آن ملالآور است . بعضى از مفسّرين عامّه از معاصرين بر خلاف اجماع امّت ، اسلامى و همهء پژوهشگران قرآنى ، آيه « تبديل » را تفسير به رأى كرده و مىگويد : « واژهء آيه » در سورهء نحل ، در دو مورد به دو معناى متفاوت آمده و بر اساس آن هرگز دلالت بر نسخ مصطلح ندارد ؛ زيرا منظور از « آيهء » ناسخ يعنى « آيهء اول » در إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ آيه نفسانى علمى است ؛ يعنى مراد از كلمهء آيهء اولّى ، آن است كه آنچه از جانب خداوند ، بر محمد - صلّى اللّه عليه و آله - فرويش يافته ، همهاش مايهء هدايت و عين رحمت و بشارت بر بشريّت است كه عقل در صورت حركت در جادّهء فطرت آن را درك
--> هيچگونه دليلى بر اين مطلب از قرآن و سنت و عقل ، وجود ندارد . ( 1 ) ر . ك : علامه سيد مرتضى عسگرى پيشين ، ج 2 ، صص 295 - 296 .